نویسنده :
شایان - ساعت ٦:٥٠ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٩
دوست دارم انگشت ِ آینده رو بکنم تو حلقم، هرچی خاطره ست بیارم بالا تا شاید از وزن سنگین این روزها و کشیدگی ممتد این تنهایی کم بشه
نویسنده :
شایان - ساعت ٤:۳٧ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٢
لطفا بمیر!
ولی خواهشا بی سرو صدا
آخه قرار نیست کار خیلی مهمی انجام بدی!
نویسنده :
شایان - ساعت ۸:۱٠ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۱۱
صدا صور اول عاقبتش هبوطه
نزدیکی تنامون شروع یک سقوطه!